ابو القاسم راز شيرازى

478

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

و آن‌قدر ، آن حضرت را زدند قريب بود هلاك شود ، و حضرت رسول ص به غار رفتند ، در عرض راه « ابو بكر » را ديدند ، از خوف آنكه به « قريش » بروز دهد ، او را همراه خود به غار بردند . سيم از اقسام سخاوت : ترك انتقام و فراموش كردن ظلم اعادى و كيد و مكر حسّاد است با وجود قدرت ؛ چنان‌كه ظلم‌هاى بىحدّ و مر از خلفاى ناحقّ ملعون ، به آن حضرت رسيد ، و در هنگام مرگ شيخين ، « ابا بكر » و « عمر » ، به هر دو فرمودند كه اقرار به حقّيّت خلافت من و بطلان غصب خود نمائيد با وجودى كه مىبينيد آثار نار آخرت و عذاب الهى را ، من از شما عفو مىكنم ! « ابا بكر » را « عمر » مهلت نداد كه اقرار نمايد ، و « عمر » خود هم اقرار نكرد و گفت : « النّار و لا العار » « 27 » ؛ و بعد از رسيدن شمشير به فرق مبارك ، و گرفتن و آوردن « ابن ملجم » ملعون ، حضرت به جناب امام حسن ص فرمود كه او را نگاه داريد و از غذاى من به او دهيد ، اگر من نجات يافتم ، اولى به عفو هستم و الّا زياده از يك ضربت به او نزنيد . و رئيس محقّقين « خواجه نصير الملّة و الدّين » « 28 » در « شرح اشارات » « 29 » مىگويد كه : « كرم ، يا مىباشد به بذل نفعى

--> ( 27 ) - به منهج حاضر ، صفحهء 328 رجوع شود . ( 28 ) - محمّد بن محمّد بن الحسن الطّوسى مكنّى به ابو جعفر و ملقّب به نصير الدّين و مشهور به محقّق طوسى يا خواجهء طوسى كه او را به القاب استاد البشر و عقل حادى عشر و معلّم ثالث نيز خوانده‌اند . تولّدش مقارن طلوع آفتاب روز شنبه يازدهم جمادى الاولى سال 597 هجرى قمرى و وفاتش روز دوشنبه هيجدهم ذىحجّه سال 672 هجرى قمرى اتّفاق افتاده . آن جناب از نوابغ جهان انسانيّت است كه تاريخ ، نظير او را كمتر به ياد دارد ؛ در بيشتر علوم ، استاد مسلّم بود ، و وزارت « هلاكو خان » مغول به او مجال داد تا چهرهء درخشان خود را هرچه بيشتر بنماياند . بيان خدمات او به جهان دانش و دين ، هرگز در اين محدوده نمىگنجد ؛ بهتر است براى شناسائى او به كتاب « احوال و آثار نصير الدّين » تأليف « محمّد تقى مدرّس رضوى » ، از انتشارات « بنياد فرهنگ ايران » رجوع شود . ( 29 ) - « اشارات » ، كتابى است فلسفى كه « ابن سينا » عقائد فلسفى خود را در آن ذكر كرده ، و دانشمندان و محقّقان بسيارى بر آن ، شرح نوشته‌اند . از جمله كسانى كه بر آن شرح نوشته و ايرادات بسيار بر اقوال « ابن سينا » -